ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

52

سفرنامه شاردن ( فارسى )

اما مقامات عالى فرانسه مؤكدا به وى دستور داده بودند بدين گونه عمل كند . خود نيز به - جدّ مايل بود پيش از ابراز مقاصد و نيّات خود ، و قبل از اظهار دستورهايى كه مقامات عالى متبوعش به او داده بودند از نظرات امپراتور و صدراعظم عثمانى آگاه شود ؛ و در حقيقت از آنچه بر اثر عدم مآل‌انديشى مايهء تيرگى روابط فرانسه و مشرق زمين شده بود درس عبرت بگيرد . اين نكته نيز گفتنى است بنا به خبرهايى كه به گوش مسؤولان سياسى فرانسه رسيده بود ، امپراتور عثمانى از سردمهرى و كينه‌ورزى صدراعظم نسبت به فرانسه و فرانسويان ، و مخالفت وى دربارهء تجديد قرارداد كاپيتولاسيون ، و بر اطلاق از تيرگى روابط دو كشور بزرگ كاملا ناآگاه بود ؛ همچنين گفتنى است كه به طور كلى در آن روزگاران داورى و قضاوت همهء امپراتوران و دربارهاى اروپا نسبت به تركها كاملا نارسا و نادرست بود . اين عدم بصيرت و معرفت از آن ناشى شده بود كه اروپاييان از استعداد فطرى و نبوغ ذاتى تركها ، و قابليتشان در امور سياسى غافل مانده بودند . مسيو نوانتل چنان كه تصميم گرفته بود مدتى از بيان و ابراز مقاصد خويش خوددارى ورزيد ، امّا چون بر اثر ادامهء اين‌روش از ديدار امپراتور محروم مىماند ناچار پس از مدتى ترديد و تأخير برخى از مقاصد خود را به پانئوتى ( panaioti ) مترجم مخصوص صدراعظم اظهار كرد . اين مترجم بسيار هوشمند و زيرك بود ؛ به چند زبان اروپايى به روانى سخن مىگفت ، و از يونانيانى بود كه تبعيّت عثمانى را پذيرفته بود . اين مترجم با صميميت و حسن نيت و اعتقاد تمام به انجام دادن وظيفه و جلب رضاى صدراعظم مىكوشيد ، و با اين‌كه مليت و مذهبش با دين و مليت نخست وزير تفاوت داشت بىاعتنا به اين اختلاف ، پيوسته از منافع عثمانيها در برابر مسيحيان جانبدارى مىكرد ؛ و پيروى از اين‌روش يا از بيم آزار و شكنجه بود كه تركان در حق بدخواهان خود روا مىداشتند ، يا معلول حسّ وظيفه‌شناسى و حق‌جويى . جمهورى ژن در ازاى خدمات قابلى كه وى به ماركى دورازو ( durazzo ) سفير جمهورى در پيشرفت مذاكراتش كرده بود او را به لقب نبيل ژن مفتخر و سرافراز كرده بود . پانئوتى پيش از آن‌كه به خدمت صدراعظم عثمانى درآيد مترجم امپراتور آلمان بود ، و هر ماه هزار اكو حقوق مىگرفت ، و برخى بر اين باورند كه هنوز هم محرمانه حقوقش را از دربار آلمان دريافت مىدارد . گفتنى است كه اين مترجم زيرك و كاردان به هنگامى كه مذاكرات صلح